این روزها...
سلام عشق مامانی خوبی گلم .؟ اول این که بابت این چند وقت که به وبت سر نزدم واقعا معذرت میخوام... اخه هم سرم خیلی شلوغ بود و هم اینکه دسترسی به اینترنت نداشتم
ولی عزیزم حالا اومدم با کلی خبر...
و اما مهمترین اخبار ....
عزیزکم اول اینکه عمو مجیدت داره برات یه اتاق خوشگل درست میکنه و این موضوع بعد از سلامتی شما در غربالگری سه ماهه اول خوشحال کننده ترین خبر این مدته البته اینم بهت بگم که بابایی هم حسابی با شوق و ذوق داره کمک میکنه و با تموم خستگی که هم سرکار میره و بعد از کار هم بدون استراحت کمک عمویی داره کار میکنه اصلا بر روی خودش نمیاره و مثل همیشه شاد و خوشحاله ... ان شااله همیشه سلامت و شاداب باشه عشششششششششق من...
یه خبر دیگه اینکه بابای من یعنی بابا بزرگ شما به عنوان خدمه و به مدت یک ماه رفته مکه و الان حدود دو هفته است که از رفتنش میگذره و امروز هم مامانم و امیرحسین میرن مکه و من خییلی ناراحتم ... آخه دلم براشون تنگ میشه و احساس تنهایی دارم شدید...
سه شنبه هم برای غربالگری سه ماهه دوم رفتم آزمایش دادم و یک شنبه جوابش آماده میشه ولی هنوز خانم دکتر سونوی تعیین جنسیت برام ننوشته و همه منتظرن بدونن جنسیت شما چیه ؟؟؟ بخصوص مامان گلم چون میخواد از مکه واست سوغاتی بیاره و میخواد دقیقا بدونه چی بیاره ...
باز هم بابت تأخیرم پوزش میطلبم ........میبوسمت دوستتدارم عشق مامانی


این روزها...
